نوروز آمد . بهار منتظران تويي

لحظه به لحظه اش آرزو ميكنيم اي کاش ميآمدي...

نیستی...

بهار ما با آمدنت بهار است جانا تو كه نيستي ما بهارمان با غم مادرتان فاطمه در هم آميخته...

نيستي اما ما تمام روزهای باقی مانده را برای آمدنت صبر خواهيم کرد

تمام لحظه های باقی مانده را ...

دستت كه به دعا بالا ميرود آني گوشه ي چشمي نظاره گرمان و در دعايت دعايمان كن ...

مهربانا کاش می شد این فاصله هارا زودتر از میان برداشت...

آرزویمان آمدنت هست تا بهار بعدي ...

ما منتظريم...حتي هزاران بهار هم بگذرد...

ما منتظريم...

خداوندا مرا وسیله صلح خویش قرار ده
آنجا که کین است، بادا که عشق آورم
آنجا که تقصیر است، بادا که بخشایش آورم
آنجا که تفرقه است، بادا که یگانگی آورم
آنجا که خطا است، بادا که راستی آورم
آنجا که شک است، بادا که ایمان آورم
آنجا که نومیدی است، بادا که امید آورم
آنجا که ظلمات است، بادا که نور آورم
آنجا که غمناکی است، بادا که شادمانی آورم

خداوندا،
بادا که بیشتر در پی تسلی دادن باشم تا تسلی یافتن
در پی فهمیدن باشم، تا فهمیده شدن
در پی دوست داشتن باشم، تا دوست داشته شدن 
چرا که با بخشیدن است که می گیریم
با فراموشی خویشتن است که خویشتن را باز می یابیم
با بخشودن است که بخشایش به کف می آوریم